مطهر بن محمد جمالى يزدى
73
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )
اگر قدرى سرگين كبوتر با آرد باقلى بخورند ، سود دارد گرفتگى بول و سنگ زهار . گوشت : اگر كسى گوشت او بخورد بادها [ ى ] گرم بشكند . اگر گوشت كبوتر بچه بخورند سردى ببرد و آب پشت بيفزايد . استخوان : استخوان او بگيرند و به سايه خشك كنند و خرد بسايند و با شكر سفيد به كسى دهند سپرز را سود دارد . اگر استخوان پاى او با باقلى بخورند سرفهء كهن ببرد . استخوان سر او بگيرد و بسوزاند و خاكسترش بر كلفه و بهق كنند به آب سود دارد . و اگر استخوان او خشك كرده و خرد بر ريشى پراگنند نيك شود . خايه : اگر خايهء او در سرگين كنند يك هفته و بشكنند و بچه از آن بيرون آيد و آن بچه اگر بگيرند و بر زير كبوتر اندر نهند و نگه دارند تا بزرگ شود پيش از آنك موى تمام برآرد آن را بكشند و خون او بگيرند و با خون خر / 86 / بياميزند و كسى را دهند تا بخورد مفلوج گردد . چشم : اگر چشم كبوتر را به كسى دهند ( شب ) كور شود . كبك او مرغى بود نادان ، و در بچه كردن حريص بود و خايه بسيار نهد . و به پاى نيك تواند دويد و نيك تواند پريد و اگر [ ] « 1 » خشك [ b 329 ] به خورد او دهند مست شود و بانگ خوش كند . و اندرو خاصيتهاست : خون : گر خون او به شير بياميزند هركه را بهق باشد بر آن مالد ببرد . و اگر به خورد كسى دهند زراق « 2 » شود . گوشت : اگر گوشت او بخورند بادها [ ى ] گرم بشكند . پر « 3 » : اگر پرى از پشت كبك نر بگيرد و در ميان ران زنى مالند و دست باز دارند آن زن محب آن مرد شود به غايت . [ خون ] : اگر خون او بگيرند و با شكر و شير بز بياميزند و در پيسى مالند بهتر گردد .
--> ( 1 ) . يك كلمه خوانده نمىشود ، نسخهء « م » فاقد اين قسمت است ، پ 140 : نبيذ كهنه . ( 2 ) . م : زراق و منفعل . ( 3 ) . م : پاى .